تبلیغات
معلم مطهر - تضاد دنیا و آخرت

معلم مطهر

آثارش بدون استثناء خوب است (سخنان امام خمینی(ره) درباره ی ایشان)

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/
تضاد دنیا و آخرت

6565656

مسأله تضاد دنیا و آخرت و دشمنی آنها با یکدیگر و اینکه ایندو مانند دو قطب مخالفاند، از قبیل مشرق و مغرباند که نزدیکی به هریک مساوی است با دوری از دیگری، همه مربوط به این مطلب است یعنی مربوط است به جهان دل و ضمیر انسان و دلبستگیها و عشقها و پرستشهای انسان. خداوند به انسان دو دل نداده‌ است.

(ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَینِ فی جَوْفِهِ)«1». با یک دل نمیتوان بیش از یک معشوق برگزید. این است که وقتی از علی علیه السلام در باره جامهاش که کهنه و مندرس بود سؤال کردند، فرمود:

یخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ وَ تَذِلُّ بِهِ النَّفْسُ وَ یقْتَدی بِهِ الْمُؤْمِنونَ «2».

دل به این سبب نرم میگردد و نفس به این وسیله رام میشود و مؤمنان به آن اقتدا میکنند.

یعنی کسانی که جامه نو ندارند از پوشیدن جامه کهنه ناراحت نمیشوند و احساس حقارت نمیکنند، زیرا میبینند پیشوایشان جامهای بهتر از جامه آنها نپوشیده است.

آنگاه اضافه فرمود که همانا دنیا و آخرت دو دشمن مشخص و دو راه مختلفاند؛ هرکس دنیا را دوست بدارد و رشته تسلط دنیا را به گردن خود بیندازد، طبعاً آخرت را و آنچه مربوط به آخرت است دشمن میدارد. دنیا و آخرت به منزله مشرق و مغرباند که نزدیکی به هر یک از اینها عین دوری از دیگری است؛ ایندو در حکم دو هوو میباشند.

علی علیه السلام در یکی از نامه هایش مینویسد:

وَ ایمُ اللَّهِ- یمیناً اسْتَثْنی فیها بِمَشِیةِ اللَّهِ- لَاروضَنَّ نَفْسی رِیاضَةً تَهُشُّ مَعَها الَی الْقُرْصِ اذا قَدَرَتْ عَلَیهِ مَطْعوماً وَ تَقْنَعُ بِالْمِلْحِ مَأْدوماً وَ لَادَعَنَّ مُقْلَتی کعَینِ ماءٍ نَضَبَ مَعینُها مُسْتَفْرَغَةً دُموعُها، اتَمْتَلِئُ السّائِمَةُ مِنْ رَعْیها فَتَبْرُک وَ تَشْبَعُ الرَّبیضَةُ مِنْ

 (1) احزاب/ 4.

(2) نهج البلاغه، حکمت 99.

عُشْبِها فَتَرْبِضَ وَ یأْکلُ عَلِی مِنْ زادِهِ فَیهْجَعُ؟! قَرَّتْ اذاً عَینُهُ اذَا اقْتَدی بَعْدَ السِّنینَ الْمُتَطاوِلَةِ بِالْبَهیمَةِ الْهامِلَةِ وَ السّائِمَةِ الْمَرْعِیةِ.

سوگند یاد میکنم به ذات خدا که به خواست خدا نفس خویش را چنان ورزیده سازم و گرسنگی بدهم که به قرص نانی و اندکی نمک قناعت بورزد و آن را مغتنم بشمارد. همانا آنقدر (در خلوتهای شب) بگریم که آب چشمه

چشمم خشک شود. شگفتا! آیا این درست است که شتران در چراگاهها شکم خویش را انباشته کنند و در خوابگاه خویش بخسبند، و گوسفندان در صحراها خود را سیر کنند و در جایگاه خویش آرام گیرند، علی نیز شکم خویش را سیر کند و در بستر خود استراحت کند؟! چشم علی روشن! پس از سالیان دراز به چهارپایان اقتدا کرده است.

آنگاه میفرماید:

طوبی لِنَفْسٍ ادَّتْ الی رَبِّها فَرْضَها وَ عَرَکتْ بِجَنْبِها بُؤْسَها وَ هَجَرَتْ فِی اللَّیلِ غُمْضَها حَتّی اذا غَلَبَ الْکری عَلَیهَا افْتَرَشَتْ ارْضَها وَ تَوَسَّدَتْ کفَّها فی مَعْشَرٍ اسْهَرَ عُیونَهُمْ خَوْفُ مَعادِهِمْ وَ تَجافَتْ عَنْ مَضاجِعِهِمْ جُنوبُهُمْ وَ هَمْهَمَتْ بِذِکرِ رَبِّهِمْ شِفاهُهُمْ وَ تَقَشَّعَتْ بِطولِ اسْتِغْفارِهِمْ ذُنوبُهُمْ. اولئِک حِزْبُ اللَّهِ، الا انَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحونَ «1».

خوشبخت و سعادتمند آن که فرایض پروردگار خویش را انجام دهد، رنجها را (مانند سنگ آسیا دانه را) خرد کند، شب

(1). نهج البلاغه، نامه 45.

 هنگام از خواب دوری گزیند، آنگاه که سپاه خواب حمله میآورد زمین را فرش و دست خود را بالش قرار میدهد، در زمره گروهی که بیم روز بازگشت خواب از چشمشان ربوده و پهلوهاشان از خوابگاههاشان جا خالی کرده است و لبهاشان به ذکر پروردگارشان در زمزمه است، ابرهای گناهان بر اثر استغفار مداومشان برطرف شده است. آنانند حزب خدا، همانا تنها آنان رستگارانند.

ذکر این دو قسمت پشت سر یکدیگر رابطه زهد و معنویت را کاملًا روشن میکند. خلاصه دو قسمت این است که از دو راه یکی را باید انتخاب کرد: یا خورد و خواب و خشم و شهوت، نه رازی و نه نیازی، نه توجهی و نه نم اشکی و نه انسی و نه روشناییای، و گامی از حد حیوانیت فراتر نرفت، و یا قدمی در وادی

انسانیت و استفاده از مواهب خاص الهی که مخصوص دلهای پاک و روحهای تابناک است.

سیری در نهج البلاغه ص 237 تا 239



[ چهارشنبه 21 خرداد 1393 ] [ 01:59 ق.ظ ] [ احمد یوسفی ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه